2-5-4-1 گفت و گوی دو طرفه و تک گویی27
2-5-4-2 انواع تک گویی27
2-6 لحن / نواخت28
2-6-1 تعریف28
2-6-2 انواع لحن28
2-6-3 عناصر سازنده لحن29
2-7 زاویه دید29
2-7-1 تعریف29
2-7-2 انواع زوایه ی دید30
2-7-2-1 زاویه دید بیرونی30
2-7-2-2 زاویه ی دید درونی31
2-7-3 زاویه دید متغیر و جا به جا شونده31
2-8 صحنه31
2-8-1 اجزای صحنه32
2-8-2 شیوه ی صحنه پردازی32
2-8-3 وظیفه صحنه33
2-9 زبان33
2-9-1 زیان از دیدگاه ادبیات داستانی33
2-9-2 عناصر هویت دهنده ی زبان33
2-10 درونمایه و مضمون34
2-10-1 انواع درونمایه34
2-10-2 نحوه ی ارائه درونمایه35
فصل سوم: آثار و احوال مجید دانش آراسته
3-1 معرفی مولف و متن37
فصل چهارم: بررسی ساختاری مجموعه
4-1 داستان اول “احضار”46
4-1-1 موضوع46
4-1-2 طرح46
4-1-3 ساختار طرح46
4-1-3-1 شروع46
4-1-3-2 ناپایداری47
4-1-3-3 گسترش47
4-1-3-4 تعلیق48
4-1-3-5 بحران48
4-1-3-6 نقطه ی اوج48
4-1-3-7 گره گشایی49
4-1-3-8 پایان49
4-1-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز50
4-1-5 شخصیت50
4-1-5-1 شخصیت از نظر ماهیت50
4-1-5-2 شخصیت از جهت اهمیت50
4-1-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری51
4-1-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال51
4-1-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد52
4-1-6 شیوه شخصیت پردازی52
4-1-7 گفت و گو52
4-1-8 لحن53
4-1-8-1 لحن کلی داستان53
4-1-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها53
4-1-9 زاویه دید54
4-1-10 صحنه55
4-1-10-1 محل جغرافیایی55
4-1-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها55
4-1-10-3 زمان55
4-1-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها55
4-1-11 زبان داستان56
4-1-11-1 استفاده از زبان توصیف56
4-1-11-2 استفاده از اطناب56
4-1-12 درونمایه56
4-2 قصه ی دوم (تقویم دیواری)56
4-2-1 موضوع56
4-2-2 طرح57
4-2-3 ساختار طرح57
4-2-3-1 شروع57
4-2-3-2 ناپایداری57
4-2-3-3 گسترش57
4-2-3-4 تعلیق58
4-2-3-5 بحران58
4-2-3-6 اوج58
4-2-3-7 گره گشایی58
4-2-3-8 پایان59
4-2-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز59
4-2-5 شخصیت59
4-2-5-1 شخصیت از جهت اهمیت59
4-2-5-2 شخصیت از جهت گستردگی و کمال60
4-2-5-3 شخصیت از جهت نوع کاربرد.60
4-2-6 شیوه شخصیت پردازی61
4-2-7 گفت گو61
4-2-8 لحن61
4-2-8-1 لحن کلی داستان61
4-2-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها61
4-2-9 زاویه دید62
4-2-10 اجزای صحنه62
4-2-10-1 محل جغرافیایی62
4-2-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها62
4-2-10-3 زمان63
4-2-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها63
4-2-11 زبان داستان63
4-2-11-1 استفاده از توصیف63
4-2-11-2 استفاده از ضرب المثل (مثل سایر)63
4-2-11-3 به کارگیری کلمات و ترکیبات خارجی64
4-2-12 درون مایه64
4-3 داستان پنجم: سالن تابستانی64
4-3-1 موضوع داستان پنجم64
4-3-2 طرح64
4-3-3 ساختار طرح65
4-3-3-1 شروع65
4-3-3-2 ناپایداری65
4-3-3-3 گسترش65
4-3-3-4 تعلیق66
4-3-3-5 بحران66
4-3-3-6 نقطه اوج66
4-3-3-7 گره گشایی67
4-3-3-8 پایان67
4-3-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز67
4-3-5 شخصیت67
4-3-5-1 از نظر ماهیت67
4-3-5-2 شخصیت از نظر ماهیت68
4-3-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری68
4-3-5-4 شخصیت از جهت گستردگی کمال68
4-3-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد68
4-3-6 شیوه شخصیت پردازی69
4-3-7 گفت و گو69
4-3-8 لحن70
4-3-8-1 لحن کلی داستان70
4-3-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها70
4-3-9 زاویه دید70
4-3-10 صحنه71
4-3-10-1 کار و پیشه ی شخصیت ها71
4-3-10-2 زمان71
4-3-10-3 محیط کلی و عمومی شخصیت ها71
4-3-11 زبان داستان71
4-3-11-1 توصیف72
4-3-11-2 به کارگیری کلمات و ترکیبات عامیانه72
4-3-11-3 استفاده از ضرب المثل (مثل سایر)72
4-3-12 درونمایه72
4-3-13 موضوع73
4-3-14 طرح73
4-3-15 ساختار طرح73
4-3-15-1 شروع73
4-3-15-2 ناپایداری73
4-3-15-3 گسترش74
4-3-15-4 تعلیق74
4-3-15-5 بحران74
4-3-15-6 اوج75
4-3-15-7 گره گشایی75
4-3-15-8 پایان75
4-3-16 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز76
4-3-17 شخصیت76
4-3-17-1 شخصیت از نظر ماهیت76
4-3-17-2 شخصی از جهت اهمیت76
4-3-17-3 شخصیت از جهت تحول پذیری77
4-3-17-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال77
4-3-17-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد78
4-3-18 شیوه شخصیت پردازی78
4-3-19 گفت و گو79
4-3-20 لحن79
4-3-20-1 لحن کلی داستان79
4-3-20-2 لحن گفتاری شخصیت ها79
4-3-21 زاویه ی دید80
4-3-22 اجزای صحنه80
4-3-22-1 محل جغرافیایی80
4-3-22-2 کار و پیشه ی شخصیت ها81
4-3-22-3 زمان81
4-3-22-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها81
4-3-23 زبان داستان81
4-3-23-1 توصیف81
4-3-23-2 استفاده از ضرب المثل / مثل سائر81
4-3-23-3 استفاده از کلمات عامیانه82
4-3-24 درون مایه82
4-4 داستان هفتم: خط حایل بین شما83
4-4-1 موضوع83
4-4-2 طرح83
4-4-3 ساختار طرح83
4-4-3-1 شروع83
4-4-3-2 ناپایداری83
4-4-3-3 گسترش84
4-4-3-4 تعلیق84
4-4-3-5 بحران84
4-4-3-6 نقطه ی اوج84
4-4-3-7 گره گشایی85
4-4-3-8 پایان85
4-4-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز85
4-4-5 شخصیت85
4-4-5-1 شخصیت از نظر ماهیت85
4-4-5-2 شخصیت از جهت اهمیت85
4-4-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری86
4-4-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال86
4-4-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد86
4-4-6 شیوه شخصیت پردازی86
4-4-7 گفت و گو87
4-4-7-1 کارکرد گفت و گو87
4-4-8 لحن87
4-4-8-1 لحن کلی داستان87
4-4-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها87
4-4-9 زاویه دید88
4-4-10 اجزای صحنه88
4-4-10-1 محل جغرافیایی88
4-4-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها88
4-4-10-3 زمان88
4-4-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها89
4-4-11 زبان داستان89
4-4-11-1 استفاده از توصیف89
4-4-11-2 استفاده از ضرب المثل/ مثل سائر89
4-4-11-3 استفاده از کلمات عامیانه89
4-4-12 درون مایه90
4-5 قصه ی هشتم: گنجشک ها در بالکن90
4-5-1 موضوع90
4-5-2 طرح90
4-5-3 ساختار طرح91
4-5-3-1 شروع91
4-5-3-2 ناپایداری91
4-5-3-3 گسترش91
4-5-3-4 تعلیق91
4-5-3-5 بحران92
4-5-3-6 نقطه ی اوج92
4-5-3-7 گره گشایی92
4-5-3-8 پایان93
4-5-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز93
4-5-5 شخصیت93
4-5-5-1 شخصیت از نظر ماهیت93
4-5-5-2 شخصیت از جهت ماهیت93
4-5-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری94
4-5-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال94
4-5-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد94
4-5-6 شیوه شخصیت پردازی94
4-5-7 گفت و گو94
4-5-8 لحن95
4-5-8-1 لحن کلی داستان95
4-5-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها95
4-5-9 زاویه ی دید96
4-5-10 صحنه96
4-5-10-1 محل جغرافیایی96
4-5-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها96
4-5-10-3 زمان96
4-5-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها96
4-5-11 زبان داستان97
4-5-11-1 استفاده از توصیف97
4-5-11-2 استفاده از کلمات عامیانه97
4-5-12 درون مایه97
4-6 داستان نهم: آبشار97
4-6-1 موضوع97
4-6-2 طرح97
4-6-3 ساختار طرح98
4-6-3-1 شروع98
4-6-3-2 ناپایداری98
4-6-3-3 گسترش98
4-6-3-4 تعلیق98
4-6-3-5 بحران99
4-6-3-6 نقطه ی اوج99
4-6-3-7 گره گشایی99
4-6-3-8 پایان99
4-6-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز100
4-6-5 شخصیت100
4-6-5-1 شخصیت از نظر ماهیت100
4-6-5-2 شخصیت از جهت اهمیت100
4-6-5-3 شخصت از جهت تحول پذیری100
4-6-5-4 شخصیت از جهت گسترگی و کمال100
4-6-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد101
4-6-6 شیوه شخصیت پردازی101
4-6-7 لحن101
4-6-7-1 لحن کلی داستان101
4-6-7-2 لحن گفتاری شخصیت ها102
4-6-8 زاویه ی دید102
4-6-9 صحنه102
4-6-9-1 محل جغرافیایی102
4-6-9-2 کار و پیشه شخصیت ها102
4-6-9-3 زمان102
4-6-9-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها102
4-6-10 زبان داستان103
4-6-10-1 استفاده از توصیف103
4-6-11 درون مایه103
4-7 داستان دهم: یکی از هزار103
4-7-1 موضوع103
4-7-2 طرح103
4-7-3 ساختار طرح104
4-7-3-1 ساختار طرح104
4-7-3-2 ناپایداری104
4-7-3-3 گسترش104
4-7-3-4 تعلیق104
4-7-3-5 بحران105
4-7-3-6 نقطه ی اوج105
4-7-3-7 گره گشایی105
4-7-3-8 پایان105
4-7-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز106
4-7-5 شخصیت106
4-7-5-1 شخصیت از نظر ماهیت106
4-7-5-2 شخصیت از جهت اهمیت106
4-7-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری106
4-7-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال106
4-7-5-5 شخصیت از نظر نوع کاربرد107
4-7-6 شیوه شخصیت پردازی107
4-7-7 گفت و گو107
4-7-8 لحن108
4-7-8-1 لحن کلی داستان108
4-7-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها108
4-7-9 زاویه ی دید109
4-7-10 اجزای صحنه109
4-7-10-1 محل جغرافیایی109
4-7-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها109
4-7-10-3 زمان109
4-7-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها109
4-7-11 زبان داستان110
4-7-12 درون مایه110
4-8 داستان یازدهم: مشایعت کنندگان110
4-8-1 موضوع110
4-8-2 طرح110
4-8-3 ساختار طرح111
4-8-3-1 شروع111
4-8-3-2 ناپایداری111
4-8-3-3 گسترش111
4-8-3-4 تعلیق111
4-8-3-5 بحران112
4-8-3-6 نقطه ی اوج112
4-8-3-7 گره گشایی112
4-8-3-8 پایان112
4-8-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز113
4-8-5 شخصیت113
4-8-5-1 شخصیت از نظر ماهیت113
4-8-5-2 شخصیت غیر انسان113
4-8-5-3 شخصیت از جهت اهمیت113
4-8-5-4 شخصیت از جهت تحول پذیری113
4-8-5-5 شخصیت از جهت گستردگی و کمال113
4-8-5-6 شخصیت از جهت نوع کاربرد114
4-8-6 شخصیت پردازی114
4-8-7 گفت و گو114
4-8-8 لحن115
4-8-8-1 لحن کلی داستان115
4-8-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها115
4-8-9 زاویه دید115
4-8-10اجزای صحنه115
4-8-10-1 محل جغرافیایی115
4-8-10-2 کار و پیشه ی شخصیت115
4-8-10-3 زمان116
4-8-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها116
4-8-11 زبان داستان116
4-8-11-1 استفاده از توصیف116
4-8-11-2 استفاده از ابیات شاعر116
4-8-11-3 استفاده از تشبیه116
4-8-12 درون مایه117
4-9 داستان دوازدهم : عشق فقیر من117
4-9-1 موضوع117
4-9-2 طرح117
4-9-3 ساختار طرح117
4-9-3-1 شروع117
4-9-3-2 ناپایداری117
4-9-3-3 گسترش118
4-9-3-4 تعلیق118
4-9-3-5 بحران118
4-9-3-6 نقطه اوج118
4-9-3-7 گره گشایی119
4-9-3-8 پایان119
4-9-4 پیرنگ باز یا پیرنگ بسته119
4-9-5 شخصیت119
4-9-5-1 شخصیت از نظر ماهیت119
4-9-5-2 شخصیت از جهت اهمیت119
4-9-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری120
4-9-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال120
4-9-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد120
4-9-6 شیوه ی شخصیت پردازی120
4-9-7 گفت و گو120
4-9-8 لحن121
4-9-8-1 لحن کلی داستان121
4-9-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها121
4-9-9 زاویه دید121
4-9-10 اجزای صحنه122
4-9-10-1 محل جغرافیایی122
4-9-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها122
4-9-10-3 زمان122
4-9-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها122
4-9-11 زبان داستان122
4-9-11-1 استفاده از توصیف122
4-9-12 درون مایه123
4-10 داستان سیزدهم: اعلیحضرت123
4-10-1 موضوع123
4-10-2 طرح123
4-10-3 ساختار طرح123
4-10-3-1 شروع123
4-10-3-2 ناپایداری124
4-10-3-3 گسترش124
4-10-3-4 تعلیق124
4-10-3-5 بحران125
4-10-3-6 نقطه اوج125
4-10-3-7 گره گشایی125
4-10-4-8 پایان125
4-10-5 پیرنگ بسته تا پیرنگ باز125
4-10-6 شخصیت126
4-10-6-1 شخصیت از نظر ماهیت126
4-10-6-2 شخصیت از جهت اهمیت126
4-10-6-3 شخصیت از جهت تحویل پذیری126
4-10-6-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال126
4-10-6-5 شخصیت از جهت نوع کارکرد126
4-10-7 شیوه ی شخصیت پردازی127
4-10-8 گفت و گو127
4-10-9 لحن128
4-10-9-1 لحن گفت شخصیت ها128
4-10-10 زاویه دید129
4-10-11 اجزای صحنه129
4-10-11-1 محل جغرافیایی129
4-10-11-2 کار و پیشه ی شخصیت129
4-10-11-3 زمان129
4-10-11-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها130
4-10-12 زبان داستان130
4-10-12-1 استفاده از توصیف130
4-10-12-2 استفاده از ضرب المثل (مثل سائر)130

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-10-12-3 استفاده از اشعار و ابیات شاعران130
4-10-12-4 ذکر نام بعضی از شاعران و اشخاص130
4-10-12-5 استفاده از کلمات عامیانه و بی ادبانه131
4-10-13 درون مایه131
4-11 داستان چهاردهم: اجرای مردمی131
14-11-1 موضوع131
4-11-2 طرح131
14-11-3 ساختار طرح131
4-11-3-1 شروع132
4-11-3-2 ناپایداری132
4-11-3-3 گسترش132
4-11-3-4 تعلیق132
4-11-3-5 بحران133
4-11-3-6 نقطه ی اوج133
4-11-3-7 پایان133
4-11-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز133
4-11-5 شخصیت134
4-11-5-1 شخصیت از نظر ماهیت هستند.134
4-11-5-2 شخصیت از جهت اهمیت134
4-11-5-3 شخصیت از جهت تحویل پذیری134
4-11-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال134
4-11-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد134
4-11-6 شیوه شخصیت پردازی135
4-11-7 گفت و گو135
4-11-8 لحن136
4-11-8-1 لحن کلی داستان136
4-11-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها136
4-11-9 زاویه دید136
4-11-10 اجزای صحنه137
4-11-10-1 محل جغرافیایی137
4-11-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها137
4-11-10-3 زمان137
4-11-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها137
4-11-11 زبان داستان137
4-11-11-1 استفاده از توصیف137
4-11-11-2 استفاده از ضرب المثل/ مثل سائر138
4-11-11-3 ذکر نام شاعران138
4-11-12 درونمایه138
4-12 داستان پانزدهم: شهر کوران138
4-12-1 موضوع138
4-12-2 طرح138
4-12-3 ساختار طرح138
4-12-3-1 شروع139
4-12-3-2 ناپایداری139
4-12-3-3 گسترش139
4-12-3-4 تعلیق139
4-12-3-5 بحران139
4-12-3-6 نقطه ی اوج140
4-12-3-7 پایان140
4-12-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز140
4-12-5 شخصیت141
4-12-5-1 شخصیت از نظر ماهیت141
4-12-5-2 شخصیت از جهت اهمیت141
4-12-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری141
4-12-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال141
4-12-5-5 شخصیت از نطر نوع کاربرد142
4-12-6 شیوه شخصیت پردازی142
4-12-7 گفت و گو142
4-12-8 لحن143
4-12-8-1 لحن کلی داستان143
4-12-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها143
4-12-9 زاویه دید143
4-12-10 اجزای صحنه144
4-12-10-1 محل جغرافیایی144
4-12-10-2 کار پیشه ی شخصیت ها144
4-12-10-3 زمان144
4-12-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها144
4-12-11 زبان داستان145
4-12-11-1 استفاده از توصیف145
4-12-11-2 استفاده از ضرب المثل / (مثل سائر)145
4-12-11-3 استفاده از اشعار و ابیات شاعران145
4-12-11-4 استفاده از کلمات عامیانه145
4-12-12 درون مایه146
4-13 داستان شانزدهم کوچه های پیر146
4-13-1 موضوع146
4-13-2 طرح146
4-13-3 ساختار طرح146
4-13-3-1 شروع146
4-13-3-2 ناپایداری147
4-13-3-3 گسترش147
4-13-3-4 تعلیق147
4-13-3-5 بحران148
4-13-3-6 نقطه ی اوج148
4-13-3-7 گره گشایی148
4-13-3-8 پایان149
4-13-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز149
4-13-5 شخصیت149
4-13-5-1 شخصیت از نظر ماهیت149
4-13-5-2 شخصیت از جهت اهمیت150
4-13-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری150
4-13-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال150
4-13-5-5 شخصیت از جهت از نوع کاربرد151
4-13-6 شیوه شخصیت پردازی151
4-13-7 گفت و گو151
4-13-8 لحن داستان152
4-13-8-1 لحن کلی داستان152
4-13-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها152
4-13-9 زاویه ی دید153
4-13-10 صحنه153
4-13-10-1 محل جغرافیایی153
4-13-10-2 زمان154
4-13-10-3 محیط کلی و عمومی شخصیت ها154
4-13-11 زبان داستان154
4-13-11-1 استفاده از توصیف154
4-13-11-2 استفاده از ضرب المثل / مثل سائر154
4-13-11-3 استفاده از کلمات عامیانه و محلی155
4-13-11-4 ذکر اسامی نویسندگان و اشخاص155
4-13-12 درون مایه155
4-14داستان هیجدهم: فردا چه روزی است156
4-14-1 موضوع156
4-14-2 طرح156
4-14-3 ساختار طرح156
4-14-3-1 شروع156
4-14-3-2 ناپایداری157
4-14-3-3 گسترش157
4-14-3-4 تعلیق157
4-14-3-5 بحران157
4-14-3-6 نقطه ی اوج158
4-14-3-7 گره گشایی158
4-14-3-8 پایان158
4-14-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز158
4-14-5 شخصیت158
4-14-5-1 شخصیت از نظر ماهیت158
4-14-5-2 شخصیت از جهت اهمیت159
4-14-5-3 شخصیت از جهت تحول پذیری159
4-14-5-4 شخصیت از جهت گستردگی و کمال159
4-14-5-5 شخصیت از جهت نوع کاربرد159
4-14-6 شیوه ی شخصیت پردازی160
4-14-7 گفت و گو160
4-14-8 لحن161
4-14-8-1 لحن کلی داستان161
4-14-9 زاویه دید161
4-14-10 اجزای صحنه161
4-14-10-1 محل جغرافیایی161
4-14-10-2 کار و پیشه ی شخصیت ها162
4-14-10-3 زمان162
4-14-10-4 محیط کلی و عمومی شخصیت ها162
4-14-11 زبان داستان162
4-18-11-1 استفاده از توصیف162
4-14-11-2 استفاده از ضرب المثل / مثل سایر162
4-14-11-3 ذکر نام بعضی از نویسندگان163
4-14-12 درون مایه163
4-15 داستان نوزدهم: پرسه ای در قاب عکس کلاس پنجم ابتدایی163
4-15-1 موضوع163
4-15-2 طرح163
4-15-3 ساختار طرح163
4-15-3-1 شروع163
4-15-3-2 ناپایداری164
4-15-3-3 گسترش164
4-15-3-4 تعلیق164
4-15-3-5 بحران164
4-15-3-6 نقطه اوج164
4-15-3-7 گره گشایی165
4-15-3-8 پایان165
4-15-4 پیرنگ بسته یا پیرنگ باز165
4-15-5 شخصیت165
4-15-5-1 شخصیت از جهت اهمیت165
4-15-5-2 شخصیت از جهت تحول پذیری166
4-15-5-3 شخصیت از لحاظ گستردگی و کمال166
4-15-5-4 شخصیت از نظر نوع کاربرد166
4-15-6 شیوه شخصیت پردازی167
4-15-7 گفت و گو167
4-15-8 لحن168
4-15-8-1 لحن کلی داستان168
4-15-8-2 لحن گفتاری شخصیت ها168
4-15-9 زاویه دید169
4-15-10 اجزای صحنه169
4-15-10-1 محل جغرافیایی169
4-15-10-2 کارو پیشه ی شخصیت ها169
4-15-10-3 زمان170
4-15-10-4 محیط کلی و عمومی داستان170
4-15-11 زبان داستان170
4-15-11-1 استفاده از توصیف170
4-15-11-2 استفاده از کلمات عامیانه170
4-15-12 درون مایه170
فصل پنجم: نتایج، پیشنهادات
5-1 نتیجه172
5-2 پیشنهادات174
منابع و مآخد179
چکیده
داستان کوتاه، به شکل والگوی امروزی در قرن نوزدهم ظهور کرد و روایت کوتاهی است که حادثه وعمل واحدی را در برهه ای از زمان گزارش می کند که بتوان آن را در یک وهله خواند. مجموعه داستان?های کوتاه “گنجشک ها در بالکن” مجید دانش آراسته یکی از داستان?های کوتاه است که در این تحقیق از لحاظ طرح، عناصر ساختاری طرح، موضوع، شخصیت، گفت و گو، لحن، زاویه دید، صحنه، زبان و درونمایه به روش کتابخانه?ای به صورت توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. طرح بیشترداستان ها یاد آور خاطرات گذشته است که در ذهن مخاطب ترسیم می شود. از لحاظ ساختاری نویسنده سعی بر آن داشته است تا در مورد تمام مولفه ها از یک ساختار مشابه استفاده کند. نویسنده در این اثر از موضوعات متنوع مسایل استفاده نموده است. شخصیت ها در داستان ها انسانی و غیر انسانی، اصلی و فرعی، ایستا و پویا، ساده و جامع، قالبی و غیره می باشند. گفت و گو به صورت مستقیم، دو طرفه می باشد، تک گویی و نمایشی بوده و از لحن توصیفی استفاده شده است. لحن کلی داستان توصیفی و حاصل تجربه ی شخصی نویسنده یا راوی است و گاهی هم انتقادی است. بیشتر داستان ها از زاویه دید دانای کل روایت شده است و خواننده حضور نویسنده را به عنوان راوی در کل داستان حس میکند. در صحنه های داستان از محل جغرافیایی، کار و پیشه ی شخصیت ها، زمان و محیط کلی و عمومی شخصیت ها استفاده شده است. زبان داستان ها روان، گاهی همراه با توصیف و ضرب المثل و کلمات و اصطلاحات عامیانه بیان شده است. درونمایه در این داستان ها شامل توجه به رویاپردازی، مقاومت و صبر در برابر مصایب و مشکلات و قدردانی از همنوعان در زمان حیات می باشد. مهمترین ویژگی داستا ن های دانش آراسته مبتنی بر واقعیت گرایی و تعلیم اصول اخلاقی است که برای نیل به این مهم در بیشتر داستان ها از عنصر درونمایه بهره برده است. نثر داستان ها به صورت ساده و به گونه ای مستقیم و بدون پیچیدگی بیان می شود و از عناصر سازنده زبان که شامل توصیف و بکارگیری کلمات و ترکیبات عامیانه و ضرب المثل ها است، استفاده شده است.
کلید واژه: عناصر داستان، داستان کوتاه، مجید دانش آراسته، شخصیت، تجزیه و تحلیل، ساختار
فصل اول (کلیات تحقیق)
1-1 مقدمه تحقیق
داستان کوتاه، به شکل والگوی امروزی در قرن نوزدهم ظهور کرد. اولین بار، ادگار آلن پو، در سال 1842 اصول انتقادی وفنی خاصی را ارایه داد که تفاوت میان شکل های کوتاه وبلند داستان نویسی رامشخص می‌کرد، اما بر خلاف اصولی که پو ارایه داده بود، داستان های کوتاهی که در قرن نوزدهم نوشته می شد، ساختمانی حساب شده و محکم نداشت و به آن ها، قصه، طرح، لطیفه وحتی مقاله می گفتند.
براندر ماتیوز منتقد آمریکایی(1852-1929)صاحب کتاب ((فلسفه داستان کوتاه )) در سال 1885، اولین بار اصطلاح داستان کوتاه رادر زبان انگلیسی پیشنهاد کرد و داستان کوتاه را از داستانی که کوتاه شده بود فرق گذاشت واز آن تاریخ، اصطلاح داستان کوتاه برای گونه های متنوع این نوع داستان در زبان انگلیسی متداول شد. (میرصادقی، 1376: 256)
ادگارآلن پو و گوگول دو نویسنده هستند که از آنها به عنوان پدران داستان کوتاه به مفهوم امروزی آن نام می برند. این دو نویسنده هم زمان یعنی در سال 1809 به دنیا امده اند و هر دو عمر کوتاه و پر ادباری داشتند ودر سال های نزدیک به هم مردند. پو، در سال 1849و گوگول سه سال بعد از او در سال 1852 در گذشت. تاثیری که هر کدام از آنها بر داستان کوتاه نویسان بعد از خودشان گذاشتند، از اهمیت بنیادی بسیاری برخوردار است. (همان: 257)
بعد از این دو آغاز گر نوآور و مبتکر، داستان کوتاه نویسان دیگری آمدندو انواع داستان های کوتاه و داستان‌های بلند و رمان های کوتاه را به وجود آوردند.
داستان کوتاه است که حادثه وعمل واحدی را در برشی از زمان گزارش کند و بتوان آن را در یک وهله خواند. در این روایت خلاقه شخصیت های محدود در عمل حادثه واحدی شرکت دارند. داستان کوتاه خوب باید بدرخشد، خواننده را به هیجان آورد و در او اثر کند. سه شاخصه ی بزرگ داستان کوتاه عبارت است از: حادثه واحد، تاثیر واحد و محدویت زمان وشخصیت. (همان: 257)
در ادبیات ایران حکایت کوتاه تاریخی و تعلیمی بسیاری می یابیم که شباهت های زیادی با داستان کوتاه دارند. اما داستان کوتاه به معنی امروزین، نخستین بار درسال 1300 شمسی با انتشار یکی بود ویکی نبود محمد علی جمال زاده (1270-1377ش) در ایران پا گرفت و از نام آوران کوتاه میتوان به این نویسندگان اشاره کرد: صادق هدایت (1281-1330ش)، بزرگ علوی(1282-1377ش)، صادق چوبک (1295-1377ش)، سیمین دانشور(ت1300ش)، جلال آل احمد و جمال میر صادقی… . (رهنما، 1363: 52)
پایان نامه کنونی درباره تحلیل ساختاری مجموعه داستانهای کوتاه و گنجشک ها در بالکن نوشته “مجید دانش آراسته” نویسنده اهل گیلان و ساکن رشت است که در سال 1389 به چاپ رسیده است. پایان نامه پیش روی درپنج فصل تنظیم شده است. در فصل اول به کلیات تحقیق پرداخته شده است و فصل دوم در بردارنده بنیاد نظری است که براساس نظریه های اثبات شده به تعریف ساختار، موضوع، طرح و اجزای ساختاری طرح، شخصیت وانواع آن گفت وگو و انواع لحن وانواع آن، زاویه دید، صحنه و اجزای آن، عناصر سازنده زبان داستان ودرونمایه اشاره کردیم.
در فصل سوم پایان نامه به معرفی متن مؤلف اختصاص دارد، به زندگینامه ومعرفی دانش آراسته از دیدگاه نویسندگان مختلف وخدمات اجتماعی وادبی و… که درجهات مختلف انجام داده است وبه معرفی مجموعه ((گنجشک ها در بالکن)) پرداخته ایم
فصل چهارم به تجزیه وتحلیل ساختار داستان اختصاص دارد. ترتیب تجزیه و تحلیل ساختاری در داستان رعایت گردیده است بدین معنی که هر داستان اول موضوع وبعد طرح وساختارطرح، شخصیت و…. بررسی شده است تا آخرداستان به همین ترتیب عمل گردیده است.
در فصل پنجم به نتیجه حاصل از تجزیه وتحلیل فصل چهارم پرداخته شده است، و در پایان، منابع و مأخذ ذکرگردیده است.
1-2 بیان مسأله
ساختار مفهوم وسیع وپیچیده است و درباره آن اختلاف وجود دارد اما فرض اصلی ساختار گرایی این است که فعالیت آدمی وفراوردهای آن حتی خود ادراک و تفکر چیزهای ساختگی اند نه طبیعی. (احمدی، 1378: 42) ساختار در اصل ساختن است و هدف تحلیل که فهم آن از راه ارجاع نزدیک به مفاهیم نظام و ارزش صورت می گیرد، بنا به تعریفی که در نشانه شناسی از آنها میشود، یک ساختار نظم وترتیبی صرفا مکانیکی وخالی از معنا نیست. کار اصلی ساختار، تحلیل ساختاری یک اثر به شرح زیر است: مشخص کردن اجزاء وعناصر تشکیل دهنده ساختار اثر، بررسی روابط و مناسبات میان آنها وشناخت صورتهای دلالت گری که وجود معنا را امکانپذیر می کند. (داد، 1390: 117)
داستان کوتاه شاخه ای از ادبیات داستانی منثور به شمار می رود که تقریبأ صدو پنجاه سال از پیرایش آن در جهان سپری می شود. این گونه ادبی از قرن نوزدهم در ملل اروپایی و آمریکایی با پیشگامی اسکار آلن پو نویسنده روسی پا به عرصه وجود نهاد و در ایران با مجموعه یکی بود یکی نبود (1201) محمدعلی جمال زاده آغاز گردید.
مجید دانش آراسته داستان نویس گیلانی متولد 2 فروردین 1316 در رشت کارگر کارخانه ریخته گری در جاده آرامگاه بود با سیروس طاهباز در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آشنا شد و در آنجا به عنوان کارمند پذیرفته شد و به نوشتن پرداخت.
دانش آراسته اولین مجموعه داستان خود را با عنوان استخوان های پهن در سال 1342 منتشر نمود وی دارای بیش از 11 مجموعه داستان است.
مانند : روز جهانی پارک شهر و زباله دانی (1351)، خط خوش شهر (1387)، اشتباه قشنگ (1388)، قضیه فیثاغورث با یک صفر دو گوش (1388)، سفر به روشنایی (1376)، حضور دلپذیر خاکستر نشین راه طلوع (1383)، مو به مو (1380)، در صدای باد (1379) و رمان نسیمی در کویر از کارهای جدید اوست. دانش آراسته به تعبیر خود 40 سال است که می نویسد به مجموعه داستان گنجشک ها در بالکن در برگیرنده 19 داستان کوتاه می توان اشاره کرد که می توان آن را از نظر عناصر ساختاری داستان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
داستان دانش آراسته از زیاده گویی فاصله دارد. به سطرها و نوشته هایش رنگ و لعاب نمی دهد. واقعیت را چه خاکستری چه سبز همان گونه که هست به روی کاغذ می آورد. وی قلمش آن قدر به زندگی نزدیک است که گویی حرف می زند. داستان های کوتاهش نمایشی ساده از زندگی عادی و روزمره است که در عین حال به آشفتگی خواننده می انجامد.
1-3 سوالات تحقیق
مهم ترین ویژگی داستان های دانش آراسته چیست ؟
نثرداستانی داستان های دانش آراسته چگونه است ؟
دانش آراسته در مجموعه داستان گنجشک ها در بالکن از کدامیک از عناصر داستان بیشتر بهره برده است؟
1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق
بررسی ساختاری عناصر داستان در مجموعه داستان گنجشک هادر بالکن از مجید دانش آراسته پس از انجام این تحقیق خوانندگان با شیوه های داستان نویسی آشنا می شوند و به نحوه داستان نویسی و ساختار داستان- های دانش آراسته پی خواهند برد انجام این تحقیق، از آن جهت که به بررسی ساختاری مجموعه داستانی دانش آراسته می پردازد ضرورت دارد.
1-5 پیشینه تحقیق
ساختار گرایی جنبش حایز اهمیتی است که در قلمرو وتوسعه آن در علوم انسانی، نیمه دوم قرن بیستم است. این آیین در دهه 1950 توسط ساختار گرایان فرانسوی گسترش یافت. پیشرفتهای نقد ادبی معاصر یا ایهام از نظریات زبان شناسانه ی فردینادوسوسور، منجر به تولد مکتب ساختار گرایی گردید. از نتایج مهم ساختارگرایی تحول بود که این جنبش دربررسی نثر داستان نویسی ایجاد نمود. تا کنون دیدگاههای مختلف به داستان کوتاه، عناصر داستان، شخصیت پردازی در داستان، فضاسازی داستان پرداخته شده است مانند کتاب عناصر داستان از جمال میرصادقی و صدسال داستان نویسی از حسن عابدینی.
در مورد بررسی مجموعه داستان گنجشک ها در بالکن تاکنون هیچ تحقیقی با عنوان بررسی عناصر داستان در این مجموعه انجام نشده است.
1-6 اهداف تحقیق
1- تعیین عناصر داستانی مجموعه گنجشکها در بالکن دانش آراسته
2- تعیین نثر داستانی مجید دانش آراسته
3- تشخیص شرایط زمان و مکان حاکم بر داستان دانش آراسته
1-7 فرضیه های تحقیق
1- مهم ترین ویژگی داستان های دانش آراسته، واقعیت گرایی داستان هاست.
2- دانش آراسته، در ادبیات داستان های خود شیوه ساده نویسی را انتخاب کرده است.
3-دانش آراسته از بیان عناصر داستانی بیشتر به شخصیت پرداخته است.
1-8 تعاریف واژه های کلیدی
تحلیل: ((تحلیل در لغت به معنی حل کردن ودر اصطلاح نقد ادبی مطالعه دقیق عناصر گوناگون و بررسی رابطه میان آن ها را بایکدیگر در اثرادبی گویند) ). (داد، 115:1390)
ساختار: ((درلغت به معنی اسکلت واستخوان بندی است ودر اصطلاح نقد ادبی به طور کلی به شیوه اتصال میان عناصر و اجزاء سازنده اثر ادبی عطف می کند. )) (همان:274)
عناصرساختار:شامل موضوع، طرح، ساختارطرح، شخصیت، گفت وگو، لحن، صحنه، زاویه دید و درونمایه می شود.
داستان کوتاه : ((داستان کوتاه، روایت به نسبت کوتاه خلاقه ای است که نوعا سروکارش با گروه محدود از شخصیت هاست که در عمل منفردی شرکت دارند وغالبا با مدد گرفتن از وحدت تأثیر بیشتر بر آفرینش حال و هوا تمرکز می یابد تا داستان گویی)). (میرصادقی، 26:1388) ?
1-9 محدوده و قلمرو تحقیق
در اثر مجید دانش آراسته از کتاب مجموعه گنجشکها در بالکن استفاده شده است.

فصل دوم – بنیاد نظری (عناصر داستان)
2-1 طرح1
“طرح به یونانی “mythos “، به انگلیسی “plot ” و به فرانسه “plan ” برای نخستین بار در” پوئتیک” ارسطو مطرح شد و معناهای گوناگونی به خود گرفت در زبان فارسی به”طرح”، “پیرنگ”، “افسانه مضمون”، “داستان”، “طرح و توطئه” ترجمه شده است ” (قادری، 23:1388). “طرح در لغت به معنای نقاشی، صورت و پیکر است و در اصطلاح داستان شکل خاصی از داستان نویسی است که به طور مشخص جنبه توصیفی دارد” (داد، 338:1390). “ارسطو تعریف صریحی برای پیرنگ داده است و پیرنگ را “ترکیب کننده حوادث” و تقلید از “عمل” دانسته است. تعریفی است کلی که مفهوم داستانی را نیز در بر می‌گیرد” (میرصادقی، 62:1388).
“و آن بیان ترتیب و توالی حوادث بر حسب روابط علت ومعلولی است، بدیهی است که منطق هر داستانی مبتنی برهمین ترتیب علت و معلولی حوادث و وقایع است” (شمیسا، 162:1380).
“کوتاه?ترین تعریفی که برای پیرنگ آورده اند واژه?ی “الگو” است که خلاصه شده ی “الگوی حوادث” است، اما حوادث پیرنگ را به وجود نمی آورد بلکه پیرنگ خط ارتباط میان حوادث را ایجاد می کند. از این رو ممکن است پیرنگ را چنین تعریف کنیم: پیرنگ وابستگی موجود میان حوادث داستان را به طور عقلانی تنظیم می کند” (میرصادقی، 64:1388).
“پلات ساختمان فکری و ذهنی و درونی داستان است و خواننده ی هوشمند با توجه به پلات است که ناظر توالی منطقی حوادث و نتایج علت و معلولی مترتب برآن ها خواهد بود” (شمیسا، 162:138).
“پیرنگ فقط ترتیب و توالی وقایع نیست بلکه مجموعه سازمان یافته ی وقایع است این مجموعه وقایع و حوادث با رابطه علت و معلولی به هم پیوند خورده و با الگو و نقشه ای مرتب شده است” (میرصادقی، 64:1388)
2-1-1 انواع پیرنگ
الف. پیرنگ بسته2
” پیرنگ بسته پیرنگی است که از کیفیتی پیچیده و تودرتو خصوصیت فنی نیرومند برخوردار باشد، به عبارت دیگر نظم ساختگی حوادث بر نظم طبیعی آن بچربد. این نوع پیرنگ اغلب در داستان های اسرارآمیز به کار گرفته می شود که گره گشایی و نتیجه گیری قطعی و محتومی دارد، مثل بیشتر ساختگی است تا طبیعی، و داستان از ضابطه ی علت و معلولی محکمی تابعیت می کند و در خصوصیت تکنیکی آن افراط شده است” (همان :79).
ب. پیرنگ باز3
“در “پیرنگ باز” برعکس “پیرنگ بسته” نظم طبیعی حوادث بر نظم ساختگی و قراردادی آن غلبه دارد و در این نوع داستان ها، اغلب گره گشایی وجود ندارد یا اگر داشته باشد زیاد به چشم نمی زند، به عبارت دیگر نتیجه گیری قطعی که در پیرنگ بسته وجود دارد، در پیرنگ باز وجود ندارد، اگر هم وجود داشته باشد قطعی نیست. در این داستان ها نویسنده می کوشد خود را در داستان چنان پنهان کند تا داستان چون زندگی، عینی و ملموس و بی طرفانه جلوه کند، از این رو اغلب به مسایل طرح شده پاسخی نمی دهد و خواننده خود باید راه حل آن را پیدا کند” (همان، 79:1388).
“یک طرح خوب دارای “وحدت هنری”4 است. هیچ نکته ای در آن نیست که بی رابطه با کلیت داستان بوده و نقشی در القای مفهوم و هدف کلی داستان نداشته باشد. در طرح خوب چیزی برای اینکه فقط در داستان وجود داشته باشد یا به جهت ایجاد هیجان وجود ندارد” (پرین، 35:1378). “بهترین طرح، طرحی است که مردم بدان توجه نکرده باشند، چیزی است که بتواند علاقه و میل خواننده را در مسیری مناسب بیفکند و به سوی نقطه دلخواه هدایت کند، و این شاید از مهم ترین نکات داستان نویسی است، زیرا با هدایت میل و رغبت خواننده است که نویسنده می تواند او را صحنه به صحنه با خود ببرد و احساسی را که می خواهد در او برانگیزد. اما بهرحال، تلاشی را که بدین منظور می کند خواننده نباید ببیند. دقت و نظم عناصر طرح باید چنان وی را به خود مشغول دارد که وجود راهنما را احساس نکند، بلکه با میل و رغبت به راه بیفتد و به مقصد برسد” (یونسی، 36:1365).
2-1-2 خصوصیات طرح
“{داستان} حلقه های پیوسته سلسه حوادثی است که نویسنده، انتخاب می کند و به یاری آن خواننده را به جایی که می خواهد می برد این طرح باید خصوصیاتی داشته باشد :
1- کامل و روشن باشد.
2- رشته حوادث منظم و ناگسسته ای داشته باشد.
3- پیچ و پیچ هایی داشته باشد و به احوال منطقی و مقنعی برسد.
4- ساده باشد، یعنی پیچیده نباشد، زیرا بسط و گسترش یک طرح پیچیده در حوزه ی امکانات و مقررات داستان کوتاه نیست.
5- با احساس و عواطف انسانی سرو کا داشته باشد.
6- دست کم قدری بکر باشد.
چنانکه طرح، واجد این خصوصیات باشد نویسنده می تواند داستان حویش را با اطمینان آغاز کند” (همان:37).
“نویسندگان ایرانی کمتر به این شکل خاص داستانی توجه کرده اند. نمونه نه چندان درست طرح در داستان‌های فارسی، قطعه ویلان الدوله در مجموعه یکی بود یکی نبود جمال زاده است. نویسنده در این طرح با توصیف ویژگی های خلقی و روانی ویلان الدوله، خصوصیت انگل وار شخصیت او را ترسیم می‌کند و در آن هیچگونه حادثه ای رخ نمی دهد اما وقتی در پایان ویلان الدوله دست به خودکشی می زند، این داستان را دیگر نمی توان طرح قلمداد کرد.
در ادبیات انگلیسی نمونه ی مشهور طرح مجموعه ی طرح هایی است که چالزدیکنز تحت عنوان طرح‌هایی از باز نوشته است” (داد، 338:1390).
2-1-3 تفاوت داستان و طرح
“داستان را به عنوان نقل رشته ای از حوادث که بر حسب توالی زمانی ترتیب یافته باشند تعریف کردیم. طرح نیز نقل حوادث است با تکیه بر موجودیت و روابط علت و معلولی. “سلطان مرد و سپس ملکه مرد” این داستان است. اما در ((سلطان مرد وپس از چندی ملکه از فرط اندوه در گذشت)). طرح استدر اینجا نیز توالی زمانی حفظ شده ولیکن حس سببیت برآن سایه افکنده است) ) (فورستر، 118:1384)
2-2 عناصر ساختاری طرح
“طرح به عنوان یکی از مهمترین عناصر داستان از ساختاری پیچیده برخورداراست. عناصر سازنده ی طرح، عبارتند از شروع، ناپایداری، گسترش، تعلیق، بحران، اوج، گره گشایی وپایان. در ادامه به تعریف و شرح آن‌ها پرداخته می شود.” (موام، 1373: 82)
2-2-1 شروع5
رابرت اسکولز، در کتاب “عناصر رمان6” درباره ی نقش شروع داستان چنین می نویسد: “وظیفه ی آغاز داستان این است که شخصیت های کلیدی را معرفی کند، مناسبات اولیّه ی آن ها را مشخص نماید، صحنه را برای کنش های اصلی آماده سازد، و در صورتیکه داستان نیاز دارد چیزی درباره ی گذشته آن عنوان کند، پایه های مضمون را پی ریزی نماید و بالاخره اولین نشانه های بحران داستان را به خواننده نشان دهد، بحرانی که بعداً منجر به کنش اصلی داستان خواهد شد” (اخوت، 1371: 226-227).
“شروع چنان اهمیت دارد که گاه خود پایه ی طرحی برای نوشتن داستان می شود. شروع های لیز و جذاب سبب می شوند تا خواننده به سرعت به درون داستان بلغزد در حالی که شروع های کسالت بار اغلب خوانندگان کم حوصله را از ادامه خواندن داستان منصرف می سازد” (مستور، 1379: 17).

2-2-2 ناپایداری7
“ناپایداری، یکی از مهم ترین عناصر ساختاری پیرنگ است و به مقابله شخصیت ها یا نیروها با یکدیگر کشمکش می گویند” (میر صادقی، 1376: 295). “در واقع قوت شروع ها با میزان القای ناپایداری نسبتی تام دارد. نقطه ی عزیمت داستان ها خروج از حالت توازن و ورود به موقعیتی ناپایدار است” (مستور، 1379: 19). “کشمکش ممکن است برخورد یا رویارویی. شخصیتی با خودش یا با شخصیت های دیگر، یا اندیشه‌ای با اندیشه دیگر و جهان بینی با جهان بینی دیگر به وجود آید” (میر صادقی، 1376: 295-296).
2-2-3 گسترش8
“هر ناپایداری همواره خود پرسش هایی را پیش می کشد که پاسخ به این پرسش ها در طول داستان منجر به گسترش طرح می شوند. پرسش ها در واقع گره های طرح اند که افکندن آن ها در داستان و بازگشایی شان داستان را گسترش می دهد” (مستور، 1379: 20).
2-2-4 تعلیق9
“با گسترش پیرنگ کنجکاوی خواننده بیشتر می شود و شور و اشتیاقش برای دنبال کردن ماجرای داستان، زیادتر. شخصیت اصلی داستان اغلب همدردی و جانبداری او را به خود جلب می کند و خواننده نسبت به سرنوشت او علاقه مند می شود. همین علاقه مندی نسبت به عاقبت کار آن شخصیت، او را در حالت انتظار و دل نگرانی نگاه می دارد و چنین کیفیتی را در اصطلاح “حالت تعلیق” یا “هول و ولا” می گویند. به عبارت دیگر “حالت تعلیق” یا “هول و ولا” کیفیتی است که نویسنده برای وقایعی که در شرف تکوین است، در داستان خود می آفریند و خواننده را مشتاق و کنجکاو به ادامه دادن داستان می کند و هیجان و التهاب او را برمی انگیزد” (میر صادقی، 1388: 75-76). تعلیق حاصل موقعیتی است که خواننده مایل است آینده داستان را حدس بزند امّا نمی تواند. تدارک چنین وضعیتی ضمن ایجاد جذبه در روایت مخاطب را ترغیب می کند تا خواندن داستان را تا انتها پیش ببرد.
“تعلیق ها باشد چنان طراحی شوند که همواره دو اصل مهم در آنها لحاظ شده باشد: اول برانگیختن حس تمایل دانستن ادامه داستان در مخاطب و دوم عدم توانایی خواننده در پیش قطع ادامه ی ماجرا. ایجاد و حس تمایل محصول القای صمیمیت است که نویسنده باید میان شخصیت های داستانش و مخاطب به وجود آورد و صمیمیت زمانی به وجود می آید که مخاطب با شخصیت های داستان احساس نزدیکی و در نتیجه همذات پنداری کند. از سوی دیگر نویسنده باید بکوشد فرآیند ارائه ی اطلاعات را به گونه‌ای طراحی کند و خواننده نتواند ادامه ی ماجرا را حدس بزند. این فرآیند باید طبیعی و همسو با پیشرفت داستان صورت گیرد” (مستور، 1379: 21-22).
“هول و ولا ممکن است به دو صورت در داستان به وجود آید. یکی آنکه نویسنده رازِ سر به مهری را در داستان پیش بکشد و گره افکنی کند و وضعیت و موقعیتی غیر عادی به وجود آورد که خواننده مشتاق تشریح و توضیح آن بشود. مثل داستان های پلیسی و جنایی، حادثه ای، یا شخصیت و شخصیت‌های داستان، چه زن، چه مرد را در وضعیت دشوار قرار بدهد به طوری که شخصیت میان دو عمل، دو راه، باید یکی را انتخاب کند و گاهی این دو عمل و دو راه هر دو نامطلوب هم هست و انتخاب یکی از این دو راه، توجه خواننده را بیشتر به خود جلب می کند” (میرصادقی، 1376: 296). “حالت تعلیق هنگامی به اوج خود می‌رسد که کنجکاوی خواننده به تشویش وی درباره ی سرنوشت شخصیت اصلی داستان گره بخورد” (پرین، 1378: 26).
2-2-5 بحران10
“لحظه ای است که نیروهای متقابل برای آخرین بار با هم تلاقی می کنند و عمل داستانی را به نقطه‌ی اوج یا بزنگاه می کشانند و موجب دگرگونی زندگی شخصیت یا شخصیت های داستان می شوند و تغییری قطعی در خط اصلی داستان به وجود می آورند” (میر صادقی، 1388: 76). “تعلیق ها تا آنجا که تنش و هیجان به اوج خود برسد ادامه می یابد چنین تعلیقی را بحران گویند” (مستور، 1379: 22). “این تغییر می‌تواند در جهت بهتریا بدتر شدن وضع و موقع شخصیتی باشد و کار و عملی را متوقف یا متحول کند”
2-2-6 اوج یا بزنگاه11
“نقطه اوج هر داستان جایی است که تنش در داستان به اوج خود برسد” (مستور، 1379: 22). “نقطه ی اوج یا بزنگاه نقطه ای است در داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و داستان منظوم که در آن بحران به نهایت خود برسد و به گره گشایی داستان بینجامد. نقطه ی اوج داستان، نتیجه ی منطقی حوادث پیشین است که همچون آبی در زیر زمین جریان داشته و از نظر پنهان مانده است و جاری شدن آب بر زمین پایان ناگزیر آن است. منطق مسیر حوادث داستان نیز ممکن است از نظر خواننده پنهان بماند اما وقتی به نتیجه ی نهایی آن می رسد خواننده آن را می پذیرد. اثری ممکن است بزنگاه های متعددی داشته باشد و بزنگاهی قوی‌تر از بقیه باشد، معمولاً این بزنگاه اصلی بر بزنگاه های دیگر مقدم است” (میر صادقی، 1388: 76-77).

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید